قهرمان ميرزا عين السلطنه
1022
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
گاو بود ، شاه غش مىكرد و سال به سال به خانم شاهزاده حرف نمىزد . صفت بد شاه صفت بد شاه همين نامهربانى با نجباء و اقوام نزديك خودش بود . مثلا يك نفر آدم نجيب يا شاهزاده در خلوت او نبود . تماما بىكس و نانجيب . هرگز به ماها ميل نداشت و حرف نمىزد . در چهل روز سفر كه همراه بوديم دو كلمه با من و عماد السلطنه صحبت نكرد و يك مرتبه احوال نپرسيد و حال آنكه همه روزه شرفياب بوديم و روزى صد هزار كلمه فرمايش با ميرزا محمد خان و آقا مردك خان و جلودارها و فراشها مىفرمود . در اندرون هم بيچاره شاهزاده خانمها همينطور بودند . ميل و التفات قلبى با همان كردها و دهاتيها بود . باشى يك دختر تجريشى بيشتر نبود . حضرت قدسيه دختر يك نفر امّامهاى [ است ] كه اسم پدرش را از صد نفر پرسيدم نمىدانست و خجالت كشيدم از برادرهايش سؤال كنم . تحقيقا يكصد و دوازده نفر صيغه و عقدى زن شاه دارد . سواى خدمهء قهوهخانه كه آنها هم خيلى مىشوند . صحبتى الان ميانه نيست مگر صحبت زنهاى شاه ، ازبس مشهور و ممتاز و با كردار و گفتار خوب شهرت كردهاند . حقيقت در لباس و تميزى و نزاكت به اعلى درجه بودند . اما حالا آن وضعها براى آنها مقدور نمىشود . آن مواجب و مرسوم نيست . كمكم تمام مىشوند . همهكس به خودش وعدهاى داده . محمد على ميرزا وليعهد جمعه سلخ شهر ذيحجه - منزل بودم . عصر خانهء حضرت و الا رفتم . دربخانه تشريف برده بودند ، دستخط وليعهدى حضرت اعتضاد السلطنه محمد على ميرزا را با حضور شاهزادگان عظام و وزراء قرائت كرده بودند . بعد حضور مبارك رفته شاه هم نطقى در سپردن ولايت عهد به محمد على ميرزا فرموده بودند . پسر بزرگ شاه است . در 14 شهر ربيع الثانى سنهء 1289 در تبريز متولد شده . با من همسن است . يك سال متولد شدهايم . مادرش ام الخاقان دختر ميرزا تقى خان امير است از عزت الدوله عمهء بطنى و صلبى شاه . چون از مادرى ام الخاقان شاهزاده است مىتوان گفت برحسب قانون ايران عيبى ندارد . اما ظن غالب بود كه شعاع السلطنه وليعهد خواهد شد ، چه مادرش نوهء خاقان خلد آشيان است . انشاء الله در ماه ربيع الاول طهران تشريف مىآورند و جشن وليعهدى گرفته خواهد شد .